X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : جمعه 30 مرداد‌ماه سال 1388 در ساعت 22:35
به قلم : حجت عبدالهی
عنوان : این هم ازشاهین بوشهر

تو که نمیتونی نی


آهاااااای با شما هستم چرا کسی به حرف من گوش نمی دهد؟ چرا کسی به من اهمیت نمی دهد؟ چرا نمی گذارند حرفهایمان را بزنیم؟ چرا ماموران نیروی انتظامی به ما حمله می کنند؟ چرا ...!!! آقایی که نمی توانی نیا. آقایی که همون اول بهت میگن نمی خواد باشی میگی دوست دارم هدایت شاهین را در لیگ برتر بر عهده داشته باشم. میگی می خوام نتیجه کارم را ببینم. آقای کللی فرد حیا کن شاهینو رها کن. حیا کن لیگ برتر جای هر کسی نیست. حیا کن لیگ برتر شوخی بردار نیست. حیا کن لیگ برتر مسخره بازی نیست!!! تیمت برنامه ندارد. بازیکن نمی داند چکار کند. تو از آقای حمید محمدی چه دیدی که او را فیکس بازی می دهی؟ چرا پتروویچ مغز متفکر تیم باید تعویض شود؟ چرا بهادر عبدی باید روی نیمکت بنشیند؟ عارف زبیدی کجاست؟ محسن حمیدی کجاست؟ این حرفهای من هیچ فایده ای ندارد اما می خواهم دلم را خالی کنم!! چرا آقای کللی فرد نمی آید جوابگوی مردم باشد؟ چرا بعد از بازی بطور مخفیانه او را از درب پشتی ورزشگاه بیرون می کنند؟ حیف این همه تماشاگر. حیف این همه تشویق. باید این تماشاگران را طلا گرفت. کللی در تمامی عمرت این همه تماشاگر را دیده ای؟ در هیچ جایی ندیده ای. دل این همه تماشاگر را ویران کردی!! خدا ویرانت کند. وقتی در همه تمرینات گفته می شد دروازبان نداریم این حرف را همگان سرکوب می کردند. حالا ببینید دروازبانتان را!!! آن از دیدار در سایپا این همه از دیدار در مقابل تراکتور. بشرزاد کجایی؟؟؟ چرا در مصاحبه هایت اعلام می کنی دروازبانان آماده هستند؟ به این می گویی آماده؟ واقعآ مسخره است. اینها همه صحبتهای پسرکی 16 ساله بود که با چشمان گریان پس از بازی در بیرون ورزشگاه به ما می گفت. واقعآ هیچ حرفی برای گفتن نداریم. ضمن اینکه این وب سایت دیگر از حالت رسمی بیرون آمده و خود بدون هیچ پیشتیبانی با تمامی قدرت بکار خود ادامه می دهد

منبع:سایت شاهین بوشهر